مقاله آیین نگارش فارسی در word دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد مقاله آیین نگارش فارسی در word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله آیین نگارش فارسی در word
مقدمه:
یادداشتبرداری، خلاصه نویسی و چکیده نویسی
انواع یادداشت
خلاصه نویسی
راز و رمز نوشتن
چند نکته مهم درباره آرایش سخن
واژه شناسی
درست نویسی
نشانهگذاری
آشنایی با حرفهی ویراستاری
ویرایش، ویراستار
انواع خدمات ویرایشی
به اعتبار نوع ویرایش
آیین نگارش و گزارشنویسی
نکته مهم
مشکلات نگارش
چند یادآوری به ویراستاران و نسخهپردازان
مراحل چهارگانه نگارش یا گزارش
نمونه یک طرح ساده
چند نکته در مورد نگارش و شیوه خط
فنون نگارش
شیوه نوشتن:
تعریف پاراگراف:
مراحل ساخت یک جمله:
تعریف واژه:
فواید نظام پاراگراف:
توضیح در رابطه با پاراگراف:
نشانهگذاری چیست:
نشانهگذاری در زبان فارسی:
فواید نشانهگذاری:
فرم اداری:
نکاتی که باید یک نوشته خوب داشته باشد دارای مشخصات زیر است:
تاریخچه مختصری از پیشرفت زبان فارسی:
مراحل پیدایش خط و تکوین آن:
دلایل اهمیت نوشته:
اهمیت و نقش مکاتبات اداری:
شناخت نامههای اداری:
آیین نگارش
آرایش کلام (کاربرد آرایههای ادبی در نگارش)
استعاره
مجاز:
کنایه
ایهام
تلمیح (اشاره)
نکاتی پیرامون نگارش
منابع:
بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله آیین نگارش فارسی در word
نام کتاب: آیین نگارش و ویرایش – محل انتشار: تهران- مؤلف احمد سمیعی – ناشر: نشر سمت- سال انتشار
نام کتاب: آیین نگارش و روش آموزش- چاپ از مرکز چاپ و نشر ایران- سال اول: مراکز چاپ و تربیت معلم
نام کتاب: آیین نگارش و سخنوری- مؤلف: دکتر احمد محمدی (ملایری) – چاپ: قیام
نام کتاب: آیین نگارش اداری- محل انتشار: تهران – مؤلف: جمشید غلامی نهاد – ناشر: نیایش، سال انتشار
نام کتاب: انواع خدمات ویرایشی: محل انتشار: تهران: ناشر: احمد سمیعی سال
نام کتاب: فارسی و نگارش (برگزیردهی نظم و نثر فارسی) به اهتمام: مهدس ماحوزی- چاپ اول: 1369- چاپ : صنوبر
نام کتاب: شیوهی نگارش
تألیف: دکتر مرتضی کافی
چاپ و صحافی: چاپخانه سپهر- تهران
نام کتاب: نگارنده متون فارسی- مؤلف: محمدرضا باقری- ناشر: انتشارات مشاور توس – صفحهآرایی: کمال مظلوم
نام کتاب: چشمهی خورشیدها- مؤلف: عباسعلی حلامی – ناشر: شهر فیروزه
نام کتاب: گزیدهی متون ادب فارسی و آیین نگارش- تدوینکننده: دکتر حسین بهزادی اندوهجردی- ناشر: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکزی- چاپ: آذروش
مقدمه
نگارش از جمله هنرهای ظریفی است که دارنده هر نوع ذوق و استعداد خداوندی به دانستن این هنر ظریف نیازمند است. ورود به دقایق سخن و خروج از مضایق و تنگناهای آن، مستلزم علم و اطلاع از فوت و فن سخندانی است و این نکتهای است که از عهده هر کس بر نمیآید. مسلم است که نوشتن، قلم به چشم زدن است و به قول قدما «دود چراغ خوردن». تجربهها در پناه همین ریاضیتها و تحمل مشقات فراچنگ میآیند و هر علمی، باید فراگیری نیز داشته باشد تا تجربه فراهم آید. در کار نوشتن امن و آسایش بلا است و نگارنده، باید به ترک امن و آسایش بپردازد تا آرامش روحی و امنیت خاطر و نشاط دل برایش میسر گردد
بر همه مسلم است که شاعری و نویسندگی، صنایعی نیستند که فردی بتواند در کلاس درس به دانش کامل آن دست یابد
یادداشتبرداری، خلاصه نویسی و چکیده نویسی
برای یادداشتبرداری باید از یک روش دقیق و منظم پیروی کرد تا بتوان مجددا آنها را برای مقاصد اصلی تحقیق و به مناسبتهای دیگر، مرور کرد. اکنون به بیان چند نکته در این زمینه میپردازیم
1- در یادداشتبرداری و خلاصهنویسی، تشخیص نویسنده برای مفید بودن مطالب قابل اهمیت است تا بداند چه مطلبی را خلاصه و یادداشت کند و از چه مطالب اضافی بگذرد
2- برای یادداشتبرداری بهتر است از یک دسته فیش با اندازه استاندارد استفاده کرد. اگر هنگام مطالعه یا مشاهده در آزمایشگاه و طبیعت و جامعه، برداشتهای خود را در دفتری به صورت جنگ درآوردیم و جود اختلاط و پراکندگی در ثبت مطالب سبب میشودکه دستیابی سریع به یک مطلب مشخص مقدور نباشد یا بسیار دشوار و وقتگیر باشد و اگر از کاغذهای پراکنده با اندازههای مختلف استفاده شود، کار طبقهبندی یادداشتها دشوار میشود. اندازههای متعادلی که در بیشتر موضوعها مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از: 20 15، 1510 و 5/125
3- هنگام یادداشتبرداری بهتر است یادداشتها را با دقت نوشت تا به بازنویسی آن نیاز نباشد
4- هر موضوع را باید روی یک طرف برگه نوشت تا امر طبقهبندی یادداشتها ممکن باشد
5- در جریان یادداشتبرداری تا آنجا که ممکن است باید مطالب مفصل را خلاصه کرد و شرط آن، درک درست نکتهها و تشخیص مفید بودن مطال قابل اهمیت است. یک نگاه کلی به مطالب موردنظر پیش از انتخاب برای ثبت، امکان درک درست مطالب را بهتر فراهم میکند
6- حاشیه برگههای تحقیق را باید بازگذاشت تا محلی برای توضیحات شخصی نویسنده وجود داشته باشد
7- یادداشتها را باید رسا، کامل و قابل فهم نگاشت
8- تاریخ نگارش یادداشت را باید در برگه یادداشت ذکر کرد تا یادداشتها، اعتبار خود را حفظ کند
9- در جریان یادداشتبرداری باید از علامتهایی که نشانه «نقل قول مستقیم» یا «نقل قول مضمون» یا «خلاصه» یا «مطلب ناتمام» باشد استفاده کرد مثل «ق» برای «نقل قول مستقیم»، «خ» برای «خلاصه کردن» «ن» برای «مطلب ناتمام». همچنین باید علائم نقطهگذاری مثل نقطه، ویرگول، پرانتز و جز آن را در متن یادداشت به کار برد تا یادداشتها در هنگام بهرهگیری روان، و درست خوانده شود
10- در برگههای یادداشت، باید مآخذ یادداشت را با دقت نوشت تا آن را مستند و با اعتبار کند و امکان مراجعه به اصل منابع را هر زمان که لازم باشد میسر گرداند
مشخصات منبع: شامل نام منبع، نام مؤلف، شماره جلد، تاریخ نشر و شماره صفحه است. در صورتی که منبع مشاهده باشد ذکر محل مشاهده، تاریخ مشاهده و موضوع مشاهده لازم است و چنانچه منبع، مصاحبه باشد نام مصاحبه شونده، تاریخ مصاحبه، موضوع مصاحبه، محل مصاحبه؛ و در صورتی که منبع، سخنران باشد قید نام سخنران، موضوع سخنرانی، محل سخنرانی و زمان سخنرانی؛ و در صورتی که منبع، مطبوعات باشد درج عنوان مقاله، نام جریده، سال، دوره، شماره مسلسل و شماره صفحه الزامی است
11- برای یادداشتها باید عنوان تعیین کرد تا استفاده کننده از یادداشت، امکان یابد با ورق زدن ساده یادداشتها، موضوع موردنظر را که به ترتیب الفبایی عناوین، نظام یافته است، جستجو و استخراج کند
12- یادداشتها را باید طبقهبندی کرد تا در موقع مناسب قابل استفاده باشند. طبقهبندی یادداشتها بر حسب نوع نیاز نویسنده، انجام میگیرد. بهترین شیوه، طبقهبندی موضوعی است
برای طبقهبندی جزئی یادداشتها، از بند پلاستیکی یا لفاف کاغذی استفاده میشود و برای طبقهبندی کلی از برگه دانهای مخصوصی که عنوان کلی مجموعه برگهها را روی آن مینویسد استفاده میشود. برگهدان، محفظه چندکشویی و محل نگهداری و طبقهبندی برگههاست. برگهدانهای از جنس پلاستیک یا مقوا حجم کوچکی دارند و در کیفهای دستی قابل حمل و نقلاند اما برگهدانهای چوبی یا فلزی که گنجایش و وزن بیشتری دارند فقط برای نگهداری در منزل یا کتابخانه یا محل کار مورد استفاده قرار میگیرند
13- برای تفکیک برگههای مربوط به هر موضوع، بهتر است از طلق شفاف یعنی برجستگیهای پلاستیکی شفاف و میانتهی استفاده کرد و آن را به قسمت بالای یک برگه معمولی چسباند و اطلاعات لازم نظیر عنوان اصلی یا فرعی و یا حروف الفبا را روی کاغذ کوچکی نوشت و از میان دو لایه آن عبور داد
انواع یادداشت
یادداشت به یکی از صورتهای زیر نوشته میشود
1- خلاصهنویسی: در این نوع یادداشت، فشردهای از یک بند یا یک صفحه یا فصلی از منبع مورد مطالعه که برای منظور نویسنده کافی باشد در برگه نوشته میشود. نویسنده با حذف کلمات و جملات طولانی و انتخاب جملات کوتاهتر و گزینش مهمترین جزء یا مفهوم اصلی در این امر توفیق مییابد
2- نقل مستقیم: در این صورت، عین جملات و عبارات مأخذ اصلی بازنویسی میشود و درون علامت نقل قول « » قرار میگیرد
3- نقل مستقیم با تغییر: در این نوع یادداشت، عین جملات و عبارات مأخذ اصلی نقل میشود اما به ضرورت با سه نقطه، مطلب زاید یا نامربوط به موضوع، حذف میگردد و یا ضمائر به نام تبدیل میشوند و یا زمان فعلها تغییر مییابند که در این دو مورد از قلاب ] [ استفاده میشود
گاه در نقل مستقیم با تغییر، خواننده، واکنش خود را نسبت به مطلبی ثبت میکند و در مواردی، مطلب نویسنده را تفسیر میکند و به این ترتیب اظهارنظرهای انتقادی و سازندهای پدید میآید که در این صورت به آن، یادداشت ارزشیابی میگویند
4- تفسیر یا ترجمه آزاد: نوعی از یادداشتبرداری است که خواننده، مطالب نویسنده یا گفتار گوینده را به زبان خودش مینویسد به نحوی که متوجه است معنی را تغییر ندهد و یادداشتش، بیان معانی نویسنده یا گوینده باشد
خلاصه نویسی
مقصود از خلاصه نویسی، استخراج جوهر مطالب یک اثر است به نحوی که با درک درست محتوای اثر و تشخیص مفید بودن مطالب قابل اهمیت، نکتههای اساسی و موضوع اصلی سخن از میان نرود. یادداشت و تنظیم چکیده مضمون یک کتاب، تهیه یک مقاله تحقیقی از محتوای یک کتاب، کوتاهنویسی متن یک سخنرانی یا یک مصاحبه یا یک رویداد و گزارش یک خبر، و همچنین چکیده یک پرونده قطور حقوقی، قضایی، اداری، سیاسی، مالیاتی، بیان خطوط اصلی موضوع یک فیلم، نمایش و همانند اینها که در یک یا چند برگ منظم میشوند، خلاصهنویسی را تشکیل میدهند و برای هر منظوری که باشد بهرهبرداری میشوند
تلخیص کتابهای گوناگون در زمینههای مختلف علوم و دانش بشری و خلاصه کردن و منتشر ساختن آثار کلاسیک بویژه داستانها در بسیاری از کشورها مرسوم است و موجب صرفهجویی در وقت خوانندگان و جذب گروه بیشتری به سوی مطالعه و همچنین کاهش هزینههای زیاد چاپ و نشر میشود و نیز درک مطالب متون را که به سبک نگارش و زبان امروز نوشته و چاپ میشوند، بویژه برای غیراهل زبان، آسان میگرداند
خلاصهنویسی به دو طریق انجام میشود: نخست مطالعه موضوع و بازنویسی آن به صورت کوتاهتر و در معیار کوچکتر؛ و دیگر، استخراج مفاهیم یک اثر و بررسی جنبههای آن، ضمن نوشتن خطوط اصلی و مهم آن. دقت کامل برای درک مطالب، کوشش دریافتن نکتههای برجسته، پرهیز از هر گونه تحریف در متن و رعایت قواعد درستنویسی در خلاصهنویسی به هر روش که انجام گیرد بسیار اهمیت دارد. اگر در جریان مطالعه و یادداشتبرداری درباره برخی نکات، نظری داریم باید آن را در حاشیه توضیح دهیم و با ذکر دلیل بیان کنیم
برای کسانی که در خلاصهنویسی از تجربه لازم برخوردار نیستند باید علاوه بر صرف وقت و نشان دادن حوصله لازم، متن را به کراتع مرور کنند تا موضوع سخن به تعریف آید و مقصود نویسنده درک شود و مضمون و نکات دقیق مطالب فهمیده شود. در غیر این صورت ممکن است تلخیص مطالب، فاقد اعتبار لازم شود و گاه زیانهایی پدید میآورد که جبران آن دشوار و بلکه غیرممکن باشد
راز و رمز نوشتن
نوشتن برای خواندن
خواندن نیمه دوم نوشتن است. در آغاز خواندن شفاهی بود. آدمی نخست رمز گفتاری کلام را آفرید و سپس رمز نوشتاری آن را. به همین سبب راه تفهیم و تفاهم و اساس همه یادگیریها زمانی بس دراز زبان سمعی یعنی گفتن و شنیدن بود هنگامی که آدمی رمز نوشتاری کلام را آفرید، تفهیم و تفاهم و یادگیری از راه زبان بصری، یعنی نوشتن و خواندن، نیز برایش امکانپذیر شد. در زبان بصری همان نشانههای زبان سمعی به صورت نشانههای بصری الفباء که جانشین نشانههای صوتی هستند، به کار میروند
در ادبیات شفاهی، یا خواندن از راه گوش، هنگامی که گوینده و شنونده رودرروی یکدیگر باشند، ارتباطی مستقیم میان آن دو برقرار میشود. برای مثال، در صحنه تئاتر این ارتباط میان بازیگر و بیننده شنونده دوجانبه است. بازیگر احساسات و معنی و مقصود نویسنده را درک کرده است و آن را بازگو و مجسم میکند. در همان زمان احساسات و برداشت بیننده و شنونده را هم در مییابد و نسبت به آنها واکنشی پیدا میکند و به آنها پاسخ میدهد
وقتی که نوشته به زندگی اجتماعی ما راه یافت، دیگر ارتباط گوینده و شنونده به صورتی که پیش از آن بود امکانپذیر نشد. هرگز نمیتوانیم یقین داشته باشیم که آنچه خواننده میخواند همان قصد نویسنده است. هر خواننده از آنچه میخواند برداشتی خاص خود دارد. نویسندهای را موفق میدانیم که این برداشت متفاوت را تا آنجا که میتواند به حداقل برساند. به همین سبب است که میگوئیم خواندن نیمه دوم نوشتن است. نوشتن وسیلهای است برای فرستادن و دریافت پیام. نوشتهای که آسانتر خوانده شود، درست فهمیده شود، و بیشتر خوانده شود، به هدف نزدیکتر است
برای اینکه به اهمیت و راز و رمز نوشتن پی ببریم، ناگزیر باید بدانیم نیمه دوم آن یعنی خواندن، چگونه صورت میگیرد و کمی دقیقتر و از دیدی علمی هنگام نوشتن به خواندن توجه داشته باشیم
منظور از خواندن و مطالعه چیزی جز درک مطالب نوشته شده و شناخت ارزشها و معانی و مفاهیم کلمهها و عبارتها و جملهها و دریافت دانستنیها و معنی و مقصود و پیامی که نویسنده با رمز کلام نوشته است، نیست. قصد این است که خواننده به اندیشهای که در نوشته پنهان است پی ببرد. اگر هنگامی که مشغول مطالعه هستید کتاب یا نوشته را کنار بگذارید و اندکی به آنچه سبب شده است بتوانید مطالعه کنید بیندیشید، بهتر در خواهید یافت که چگونه بنویسید
هنگامی که مشغول مطالعه هستید، کاری بس پیچیده انجام میدهید که حاصل سالها تجربه و دانشاندوزی است
1- با یک نگاه واژهها را باز میشناسید. چرا؟ چون هر یک را صدها بار پیش از آن شنیدهاید، دیدهاید، و شناختهاید. شکل آن واژه در ذهنتان به صورت آوای واژه شناخته میشود. زیرا با قراردادهای رمز گفتاری زبان از پیش آشنا بودهاید و رمز نوشتاری، که در زبان بصری به جای رمز گفتاری به کار میرود، برایتان بیگانه نیست و ذهنتان به آسانی کشف رمز میکند
2- معنی هر واژه از ذهنتان میگذرد. چرا؟ چون معنی آن واژه را پیش از آن میدانستهاید
3- از مجموعه معانی واژههائی که خواندهاید معنی تازهای از ذهنتان میگذرد. چرا؟ چون تجربهها و دانشهای قبلی شما برای یافتن این معنی تازه، که در ضمیر عبارت یا جمله است، به شما کمک میکند تا پیام نویسنده را از مجموعه واژههائی که برای بیان اندیشهای بکار برده است دریابید
4- درباره آنچه خواندهاید واکنشی نشان دهید. چرا؟ چون تجربهها و دانشهای قبلی شما را به تفکر وا میدارد تا درباره آنچه خواندهاید اندیشه کنید و به داوری برخیزید
این گونه خواندن پیشرفتهترین نوع مطالعه است، و نوشتهای ارزش خواندن دارد که سرانجام خواننده را به اندیشیدن و تفکر برانگیزد. اگر نوشتهای دستانداز و دشواری خواندن و فهم و درک نداشته باشد، و اگر خوانندهای راه درست خواندن را از کودکی آموخته باشد، و به تندخوانی- یعنی مهارت در خواندن- خو گرفته باشد، با میدان دید وسیعتری گروهی از واژههای یک جمله را یکجا خواهد دید و خواهد توانست همه یک جمله یا قسمتی از یک جمله را ببیند و بخواند. چنین مهارتی در تندخوانی یکسویه نمیتواند باشد. سوی دیگر دستیابی به این گونه خواندن نوشته نویسنده است که راه را با دشواریهای نوشته بر خواننده نبندد
گفتار تبدیل اندیشه است به نشانههای صوتی برای انتقال به دیگری. نوشتار هم تبدیل اندیشه است به نشانههای بصری برای انتقال به دیگری. آنها که نوشتن را دشوار میدانند، اگر ریزهکاریهای تبدیل اندیشه به کلام مکتوب را بیاموزند، امکان دارد که جرئت نوشتن را از دست بدهند، ولی دیگر میدانند که در تاریکی قدم بر نمیدارند. نوشتن هم، چون گفتن، آن قدر لذتبخش است که کمتر میتوان پس از پیروز شدن در نخستین نوشته دست از نوشتن برداشت. نوشتن گونهای از خلق کردن است و انسان همیشه از خلق کردن لذت میبرد
تفاوت میان اندیشیدن و گفتن، اندیشیدن و نوشتن، همان نشانههائی است که برای بیان و تجسم اندیشه به کار میبریم. اگر نوشتن را دشوارتر از گفتن میدانیمع به این سبب است که این دو عمل را از دو مقوله جداگانه میدانیم. حال آنکه نوشتن همان گفتن است
چند نکته مهم درباره آرایش سخن
نثر نوشتاری از مرسل ساده شروع میشود و در مسیر کمال خویشع به جانب شعر، به نثر مرسل عالی و سپس به نثر فنی (هنری) میرسد، و نیز گفتیم که نثر فنی یا هنری «نثری است که هدف آن ایجاد تناسب لفظی و آرایش کلام و گسترش فضای معنا باشد، با استفاده از آرایههای سخن و ارکان زینتی.» این آرایهها و ارکان زینتی همان است که در اصطلاح علوم ادبی بدان صناعات بدیعی نام نهادهاند به اضافه مباحث و نکاتی که به فن بیان و فن معانی ارتباط دارد
این صناعات و فنون عبارت است از وسایل زیبایی و آرایشی سخن که در کلام فصیح و بلیغ به کار میرود
فصاحت چیست: فصاحت به معنی گشادهزبانی و روشن گفتاری است، اما در اصطلاح علوم ادبی فصاحت، یا صفت کلمه است، یا صفت کلام (سخن) و یا صفت متکلم (سخنور)
فصاحت کلمه: آن است که لفظ از عیوبی چون تنافر حروف، غرابت و مخالفت قیاس لغوی خالی باشد
تنافر حروف: یعنی؛ آنکه حرفهای کلمه چنان با یکدیگر ترکیب شوند، و یا در پی هم بیایند که هم بر زبان راندن آن کلمه دشوار باشد، همه به گوش سنگین آید. چنین کلمههایی در زبان عربی فراوان یافته میشود، اما خوشبختانه در زبان اصیل فارسی این گونه کلمات نادر است و جای بحث درباره آنها باقی نمیماند
غرابت کلمه: یعنی؛ دور بودن صورت و معنای کلمه از ذهن و نامأنوس بودن آن. و آن چنان است که نویسنده یا گوینده کلمهیی را به کار ببرد که در اثر گذشت زمان، دیگر مورد استعمال نداشته و متروک شده باشد، و بنابر قول زبانشناسان جزو کلمات مرده به شمار آید، و اگر امروز آن را به کار ببریم نامفهوم و نامأنوس خواهد بود. مانند به کار بردن «نخجل» به جای نیشگون (نشگون) و «نشکنج» و یا «چشم آغیل» (چشماغیل) به جای خیره در کسی نگریستن یا با خشم به کسی نگاه کردن و یا «آزفنداک» و «سرکیس» به جای قوس قزح و جز آنها
گاه از گویشهای محلی کلمهیی ناشناخته را وارد زبان معیار میکنند که لفظ و معنای آن برای غیربومیان ناشناس و مهجور است
مخالفت قیاس لغوی: در صورتی است که ساختار کلمه با فرنهادهای دستور زبان موافقت نداشته باشد. مانند: ترکیب اسم خاص با پسوند مصدری «یدن» برای ساختن مصدر و فعل، مثل «مکیدن» یعنی؛ مکه رفتن، «پلنگیدن» یعنی؛ خوی پلنگی داشتن
فصاحت کلام: آن است که کلمات (جمله، عبارت) از سه عیب خالی باشد؛ یکی تنافر کلمات، دوم ضعف تألیف و سوم تعقید
تنافر کلمات: آن است که جمله از کلماتی ترکیب شده باشد که ترکیب آنها موجب سختی تلفظ شود و گوینده در ادای پی در پی آنها دچار اشکال گردد، اگر چه تلفظ هر یک از این کلمات به تنهایی بسیار ساده باشد. مانند
«خواجه تو چه تجارت کنی». یا «در لرستان نه لر است و هر یکی نه نره لر»
یا این بیت
آن شاه شجاع گر بکشد تیر و کمان را در یک کششش ششصد و شش تیر بدوزد
ضعف تألیف: آن است که در ساختار جمله رعایت فرنهادهای دستور زبان نشده باشد. مانند اینکه فعل مفرد برای فاعل جمع بیاورند و بگویند: «حاضران از آن مجلس به اعتراض برخاست». یا آنکه اجزائ و ارکان جمله در جای خود قرار نگیرند مانند: «خواند دانشجو درسش را» یا «آن زن آزادی شوهرش از زندان را تقاضا کرد»
تعقید: به معنای گره خوردن، پیچیدن، پیچیدگی و کلام پیچیده و غیرقابل فهم گفتن است. در جملههای پیچیده و دور از فهم گاه مفردات جمله یعنی کلمهها تعقید دارند، و گاه تمامی جمله از نظر ترکیب لفظی دچار تعقید است، و آن را «تعقید لفظی» گویند، و گاهی میشود که جمله از نظر معنی پیچیده است، و آن را «تعقید معنوی» گویند
واژه شناسی
یکی از عوامل غلط نویسی، عدم شناخت و تشخیص صحیح واژههاست. برخی کلمات مثل هم تلفظ میشوند؛ ولی شکل مکتوب و معنای آنها متفاوت است. همین سبب میشود تا نویسندهی کم دقت به شکل املائی واژهای توجه نکند و آن را غلط بنویسد
«هم اکنون که من مشغول نوشتن ستور مزبور میباشم چندین عکس از آزمایشات مورلی مارتین مقابل چشمم نهاده است
قطعا منظور مترجم محترم از «ستور»، «سطرها» بوده که باید «سطور» نوشته میشد؛ اما به هر دلیل ستور نوشته شده که واژهای منفرد و به معنی چارپا (= اسب، استر، الاغ) است. قرینهی موجود در جمله نیز همین را اثبات میکند؛ زیرا آنچه را که مینویسد «سطور» است و «ستور» را میچرانند! نمونههای مشابه این غلط املائی فراوان است و هر روز در کتابها، روزنامهها و نامهها دیده میشود و گاه سبب رسوایی نویسنده میگردد
«... الا و لله که امروز باید نها را با ما صرف کنی ...»
«نهار» را صرف نمیکنند؛ زیرا «نهار» واژهای عربی و به معنای «روز» است؛ بلکه آنچه که صرف میشود «ناهار» است که اصلا کلمهای فارسی و به معنی غذائی است که وسط روز (= نهار) میخورند
درست نویسی
